بيست و يک ماهگی
هيجده خرداد خانمی وارد بيست و يکمین ماه زندگیش شد. تا حالا کلی تغییرات پیدا کرده . صد البته حسابی شیطون تر و بلا تر شده سر به سر ما می ذاره . دایره لغاتش بیشتر شده سعی می کنه جملات سه کلمه ای بگه ، هر کلمه ای از زبون ما درمی آید مثل طوطی تکرار می کنه . حالا خودش با قاشق خیلی خوب غذا می خوره ، عاشق میوه ها ، بستنی و پنير هست . از تو صندلی ماشین نشستن بیزاره . دوست داره رانندگی کنه . همچنان گاهی به سر و صورت ماها چنگ می اندازه ، عاشقه اینکه بابایی از بازوهاش بگیره و بچرخونتش تا کیف کنه و غش غش بخنده . خودش مسواک می زنه ( مثلا ). هنوز موقع خواب پستونک می خوره ( به عنوان آرام بخش).کفشهاشو خودش در می اره و تو جاکفشی قرار می ده. عاشق سرسره بازی.از لحظه ورود به مطب عمو دکتر گریه رو شروع می کنه .عشق نانای کردن و ضرب گرفتن هست ...
در کل این دخملی ما خیلی خوب و ناز و شیطون بلاست.
عزیزم
ماهگیت مبارک



بيست و يک ماهگی
